یادداشت

وقتی آخرین راویان خاموش می‌شوند/ تأملی بر چرایی تدوین کتاب «میرغلام بویراحمدی» و مسئولیت ملی در پاسداری از حافظه تاریخی ایران

وقتی آخرین راویان خاموش می‌شوند/ تأملی بر چرایی تدوین کتاب «میرغلام بویراحمدی» و مسئولیت ملی در پاسداری از حافظه تاریخی ایران
سیدعلی حمیده کیش، پژوهشگر و نویسنده، در یادداشتی با اشاره به انتشار کتاب «میرغلام بویراحمدی»، این اثر را نه صرفاً یک زندگینامه محلی، بلکه تلاشی برای صیانت از حافظه تمدنی زاگرس و بخشی از تاریخ ملی ایران دانسته است.
جمعه ۰۹ مرداد ۱۴۰۵ - ۱۷:۱۶
کد خبر :  ۳۵۵۰۵۹

به گزارش روابط عمومی حوزه هنری کهگیلویه وبویراحمد؛ سیدعلی حمیده کیش در ابتدای یادداشت خود با اشاره به حدیث نبوی «مَنْ طَلَبَ شَيْئًا وَجَدَّ وَجَدَ» خاطرنشان کرده که این کتاب از یک دغدغه شخصی در نوجوانی آغاز شد، اما با گذشت چهار دهه و مشاهده خاموشی راویان سالخورده، به یک مسئولیت فرهنگی و ملی تبدیل گردید.  متن یادداشت به شرح زیر است:

قال رسول الله (ص):«مَنْ طَلَبَ شَيْئًا وَجَدَّ وَجَدَ، وَمَنْ قَرَعَ بَابًا وَلَجَ.» 
هر کس چیزی را با جدیت بجوید، آن را خواهد یافت و هر کس پیوسته دری را بکوبد، سرانجام وارد خواهد شد. 
برخی کتاب‌ها برای روایت گذشته نوشته می‌شوند؛ اما برخی دیگر برای آنکه گذشته به فراموشی سپرده نشود. کتاب «میرغلام بویراحمدی» از گونه دوم است؛ اثری که از یک دغدغه شخصی آغاز شد، اما به‌تدریج به مسئولیتی علمی، فرهنگی و ملی برای صیانت از بخشی از حافظه تاریخی ایران تبدیل گردید. 
بیش از چهار دهه پیش، در روزگار نوجوانی، نخستین بار روایت دلاوری‌های میرغلام را از زبان مرحوم پدرم شنیدم. او که از بستگان نزدیک میرغلام بود، با عشق و احترام از شجاعت، جوانمردی و مبارزات او سخن می‌گفت. آن روایت‌ها تنها خاطرات یک خانواده نبود؛ بخشی از حافظه تاریخی مردم بویراحمد و زاگرس بود که نسل به نسل در سینه راویان، اشعار محلی، واسونک‌ها و محافل خانوادگی زنده مانده بود. همان روزها، هر آنچه از بزرگان خاندان و سالخوردگان ایل می‌شنیدم، یادداشت می‌کردم و بخشی از روایت‌های آنان را با یک ضبط‌صوت ساده ثبت می‌نمودم. 
آغاز دفاع مقدس، حضور در جبهه، عضویت در سپاه، ادامه تحصیل و سال‌ها مسئولیت اجرایی، نگارش این کتاب را به تعویق انداخت؛ اما اندیشه آن هیچ‌گاه از ذهنم دور نشد. سال‌ها امیدوار بودم پژوهشگران و نویسندگان برجسته منطقه این مسئولیت را بر عهده گیرند. در این میان، لازم می‌دانم از تلاش‌های ارزشمند برادر فرهیخته ام، استاد سید محمد نیک‌نژاد، نوه میرغلام، یادی کنم. مجموعه چهارده‌گانه مقالات ایشان در هفته‌نامه زاگرس و دست‌نوشته‌های پژوهشی‌شان، از نخستین کوشش‌های منسجم برای ثبت این بخش از تاریخ شفاهی منطقه بود و در کنار دیگر اسناد و منابع، پشتوانه‌ای ارزشمند برای این پژوهش به شمار آمد. اما گذر زمان حقیقتی تلخ را آشکار ساخت؛ هر بار که یکی از راویان سالخورده از میان ما می‌رفت، بخشی از حافظه تاریخی این سرزمین نیز خاموش می‌شد. همین واقعیت، تدوین پژوهشی مستند را از یک علاقه شخصی، به ضرورتی فرهنگی و ملی تبدیل کرد. 
بر همین اساس، روایت‌های شفاهی تنها نقطه آغاز پژوهش بود، نه پایان آن. با حضور میدانی در مناطق و صحنه‌های رخدادهای تاریخی، از دورگ مدین و تنگ تامرادی تا فهلیان، آب نهر، یقه سنگر رستم، پراشکفت، قلعه کمری و پیرسرتا، انجام ده‌ها گفت‌وگو با راویان و مطلعان، مطالعه آثار پژوهشگران بومی و ملی، بررسی منابع منتشرشده ارتش در آن دوران و مراجعه به سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران برای گردآوری اسناد تاریخی، تلاش شد هر روایت با اسناد آرشیوی، منابع مکتوب و شواهد میدانی راستی‌آزمایی شود. حاصل این فرایند، تلفیق تاریخ شفاهی، اسناد ملی، مطالعات کتابخانه‌ای و تحقیقات میدانی بود تا کتاب از سطح خاطره‌نگاری فراتر رود و به پژوهشی مستند و قابل استناد تبدیل شود. 
راه تدوین و انتشار کتاب نیز آسان نبود. این اثر طی چندین مرحله ارزیابی، نقد و بازنگری، حداقل در شش نسخه طی سال های متمادی تکامل یافت تا از نظر استناد، تحلیل و انسجام علمی به اثری قابل دفاع تبدیل شود. سرانجام، کتاب به محضر حضرت آیت‌الله سید شرف‌الدین ملک‌حسینی (حفظه الله تعالی) تقدیم شد و تقریظ ارزشمند معظم‌له که در آغاز کتاب منتشر شده است، مسئولیت نگارنده را در ادامه این مسیر دوچندان ساخت. 
با این همه، اهمیت این کتاب تنها در روایت زندگی میرغلام نیست. چرا که میرغلام را نمی‌توان جدا از زاگرس شناخت. زاگرس صرفاً یک رشته‌کوه نیست؛ بلکه یکی از کهن‌ترین خاستگاه‌های تمدنی ایران و از پایدارترین کانون‌های شکل‌گیری هویت تاریخی این سرزمین است. از تمدن عیلام تا روزگار معاصر، این پهنه تمدنی همواره خاستگاه مردان و زنانی بوده است که در بزنگاه‌های سرنوشت‌ساز تاریخ، از استقلال، تمامیت ارضی، فرهنگ و هویت ایران پاسداری کرده‌اند. مقاومت ماندگار آریوبرزن و یارانش در تنگه پارس در برابر سپاه اسکندر مقدونی، یکی از نخستین و درخشان‌ترین نمادهای این سنت تاریخی است؛ سنتی که نشان می‌دهد زاگرس، نه‌تنها دژ طبیعی ایران، بلکه دژ اراده و آزادگی ایرانیان نیز بوده است. این روحیه در دوره‌های بعد نیز تداوم یافت؛ از مقاومت در برابر تهاجمات بیگانه و نهضت‌های مردمی گرفته تا نقش‌آفرینی ایلات و عشایر در پاسداری از استقلال و تمامیت ارضی کشور و حضور سرنوشت‌ساز آنان در دفاع مقدس. از این منظر، میرغلام بویراحمدی نیز باید در همین پیوستار تمدنی و تاریخی دیده شود؛ نه صرفاً به‌عنوان یک قهرمان محلی، بلکه به‌عنوان یکی از حلقه‌های زنجیره بلند فرهنگ مقاومت، آزادگی، مردم‌داری و پاسداری از ایران. 
از این منظر، این کتاب تنها روایت زندگی یک فرد نیست؛ بلکه تلاشی برای ثبت بخشی از حافظه تمدنی ایران است. 
تجربه این پژوهش نشان داد که تاریخ‌نگاری، صرفاً بازخوانی گذشته نیست؛ بلکه سرمایه‌گذاری برای آینده است. ملت‌هایی که حافظه تاریخی خود را مستند می‌کنند، هویت، انسجام و سرمایه اجتماعی خویش را نیز پاس می‌دارند؛ اما جوامعی که روایت‌های تاریخی خود را به فراموشی می‌سپارند، ناخواسته بخشی از هویت و قدرت ملی خود را از دست می‌دهند. 
ایران، هزاران روایت ناگفته و صدها شخصیت اثرگذار در گوشه‌وکنار خود دارد که هنوز تنها در حافظه مردم زندگی می‌کنند. اگر این میراث گران‌سنگ، پیش از خاموش شدن آخرین راویان، به پژوهش‌های مستند تبدیل نشود، فردا هیچ آرشیوی قادر به بازآفرینی آن نخواهد بود. 
از این رو، «میرغلام بویراحمدی» را نه پایان یک پژوهش، بلکه آغاز راهی برای بازخوانی تاریخ مردم، تاریخ زاگرس و در نهایت تاریخ تمدنی ایران می‌دانم؛ راهی که بر این باور استوار است که تاریخ محلی، اگر با روش علمی تدوین شود، بخشی جدایی‌ناپذیر از تاریخ ملی است و پاسداری از حافظه تاریخی، خود یکی از ارکان قدرت نرم و امنیت فرهنگی هر ملت به شمار می‌آید. 
اگر امروز تاریخ مردم و سرزمین خود را مستند نکنیم، فردا دیگران آن را از منظر خویش خواهند نوشت؛ و هیچ ملتی با روایت دیگران، هویت تاریخی خود را حفظ نخواهد کرد. کتاب «میرغلام بویراحمدی» تلاشی کوچک در ادای این دین بزرگ؛ دینی به زاگرس، به ایران و به حافظه تاریخی ملتی است که تداوم خود را مرهون پاسداری از گذشته خویش است.


ارسال نظر